سینما هفت

سینما هفت : امروز ، دیروز و فردا
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود
المواضيع الأخيرة
» رها ماهرو : امین حیایی از بازی در "مروارید های خلیج فارس" می گوید
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:37 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : دیالوگ ماندگار فیلم گورو
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:34 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : نقد فیلم بالیوودی گورو
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:33 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم پرستو های عاشق
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:31 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : نقد ازدواج در وقت اضافه
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:27 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم چراغ قرمز
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:24 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : درباره "این یک فیلم نیست"
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:19 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی و نقد "یکی میخواد باهات حرف بزنه"
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:16 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم من مادر هستم
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:13 am من طرف helia ashrafi

ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
درباره پژوهشگاه اردیسم
به انجمن تخصصی سینما خوش آمدید
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
مهسا بهرامی
 
سعیده خردمند
 
piman
 
پری
 
bahram
 
دریا افتخاری
 
morvarid
 
laleh
 
helia ashrafi
 
فریبرز معینی
 

شاطر | 
 

 نقد فیلم انتهای خیابان هشتم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
helia ashrafi
سینما هفت
سینما هفت
avatar

تعداد پستها : 76
امتیاز : 909
تاريخ عضویت : 2012-03-03

پستعنوان: نقد فیلم انتهای خیابان هشتم   الأربعاء نوفمبر 25, 2015 1:06 am

کارگردان : علیرضا امینی
نویسنده : علیرضا امینی، محمد باغبانی




بازیگران: حامد بهداد، ترانه علیدوستی، صابر ابر

خلاصه داستان :
نیلوفر با خانواده‌اش زندگی می‌کند. پس از این که خانواده در معرض اتفاقی قرار می‌گیرند، نیلوفر همراه با خانواده‌اش باید برای گذر از آن اتفاق پول زیادی را فراهم کنند و این در حالی است که آنها سه روز بیشتر وقت ندارند. زمان که جلو می‌رود، نیلوفر متوجه می‌شود گویا قرار است سرنوشت دیگری ..



 


شبنم سیدمجیدی                   نقد فیلم
انتهای خیابان هشتم فیلمی تلخ در ژانر اجتماعی است که مثل فیلم قبلی کارگردان، هفت دقیقه تا پاییز با وقوع یک فاجعه به پایان می رسد. داستان فیلم در طول سه روز اتفاق می افتد و روایتگر زندگی اشخاصی است که باید در این مدت کوتاه برای آزادی یک اعدامی متهم به قتل 100 میلیون تومان پول فراهم کنند و رضایت شاکی را بگیرند.
امینی در فیلم خود با مطرح کردن موضوعات ممنوع سینمای ایران مثل خودفروشی، قمار و ورزش های زیرزمینی کار با ارزش و بزرگی را انجام داده است و دست گذاشتن روی همین موضوعات است که مدت ها انتهای خیابان هشتم را درگیر گرفتن پروانه نمایش کرده بود و باعث جرح و تعدیل هایی برای این فیلم شد.
ابهامات بسیاری در طول فیلمنامه وجود دارد که من بعضی از آن ها را به پای همان جرح و تعدیل ها گذاشتم اما در مصاحبه ای با علیرضا امینی خواندم که فقط 2 الی 3 دقیقه از فیلم برای اکران حذف شده پس باید این ابهامات را به پای ضعف فیلمنامه گذاشت.
این فیلم بزرگترین ضربه را از شخصیت پردازی ضعیف خود خورده است. شخصیت های فیلم همه در هاله ای از ابهام قرار دارند. سعید که در زندان است تا پایان فیلم نشان داده نمی شود و البته از این نظر خرده ای بر فیلمنامه نیست، اما لطمه از آن جایی وارد می شود که مثلاً تا پایان فیلم معلوم نمی شود این قتل چگونه اتفاق افتاده یا به طور مثال در جایی نیلوفر( با بازی ترانه علیدوستی) خواهر سعید موفق به دریافت وامی می شود اما به دلیلی که احتمالاً به پدر آن ها مربوط است و تا آخر فیلم هم مشخص نمی شود، وام را به او نمی دهند. شخصیت پدر اگر کاملاً هم از فیلم درآورده شود به روند داستان هیچ اشکالی وارد نمی شود. شخصیتی که هیچ دیالوگی ندارد و کارگردان در جاهایی از فیلم با نشان دادن کتاب های او می خواهد چیزهایی از گذشته اش به مخاطب نشان دهد که باز هم موفق نمی شود. هیچ وقت در طول فیلم به درستی به روابط آدم ها پرداخته نمی شود: رابطه موسی با بهرام، رابطه موسی با آن زن هرزه، رابطه آن زن با دختر موسی و دلیل علاقه اش به این دختر، رابطه پدر با فرزندان و حتی رابطه نیلوفر با بهرام (همسرش).
فیلم بسیار ریتمیک و تند است و فیمبرداری به شیوه دوربین روی دست برای نشان دادن التهاب و هیجانی که در داستان وجود دارد مناسب بود اما متاسفانه مرتضی غفوری در این سبک فیلمبرداری بسیار بزرگنمایی کرده که در جاهایی حتی آزاردهنده است.
موضوع اصلی که همان جور کردن پول دیه است بسیار دیر به مخاطب شناسانده می شود و بیننده دقایق ابتدایی در حالت سردرگمی است که این همه تلاش و تقلای شخصیت ها برای چیست؟ شاید این کار در جهت ایجاد تعلیق و بیشتر کردن حس اضطراب صورت گرفته، اما به روند داستان و ارتباط برقرار کردن بیننده با آن لطمه وارد کرده است.
علیرضا امینی معتقد است که هدف اصلی فیلم نشان دادن بحران های اجتماعی و فضاهایی است که افراد در مواجهه با آن اعتقادات و شخصیت خود را به طور کامل فراموش می کنند و می توانند در طول 48 ساعت و کمتر به انسان های دیگری تبدیل شوند. شخصیت موسی(با بازی حامد بهداد) که برای نجات رفیقش از اعدام حاضر می شود فرزند خود را با یک اسب تاخت بزند و یا شخصیت محکم نیلوفر که حاضر به تن فروشی می شود و شخصیت بهرام (با بازی صابر ابر) که وقتی می فهمد نیلوفر چه کار می خواهد بکند دچار جنون شده و قصد آتش زدن خود را می کند.
از بازی های خوب و روان فیلم نمی توان گذشت. ترانه علیدوستی که نقطه قوت فیلم به شمار می رود در بازی خود حس غم، اضطراب و التهاب را به خوبی نشان می دهد و به جرات می توان گفت که نقش نیلوفر یکی از بهترین اجراهای او به حساب می آید. حامد بهداد در نقش یک بکسر اجرایی کمی متفاوت داشت و بازی خوب و باور پذیری ارائه داد. یکی از بهترین صحنه های فیلم آنجایی است که نیلوفر می خواهد کلیه خود را بفروشد و با مسئول پذیرش برای این که درست جوابش را نمی دهد دعوا می کند و حسابی از خجالتش در می آید و دیالوگ های جالبی در این میان رد و بدل می شود.
با وجود همه اینها و با تمامی اشکالاتی که به فیلم وارد است، انتهای خیابان هشتم می تواند را با داستان های فرعی خود که متاسفانه به هیچ کدام از آن ها به درستی پرداخت نشده در کنار داستان اصلی ذهن مخاطب را درگیر کند و با موضوعات جذاب خود در ذهن ماندگار شود.

لینک منبع : وبلاگ رها ماهرو http://doorbiin.blogsky.com/1391/06/11/post-29/

_________________

http://cinema.iowoi.org
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي
 
نقد فیلم انتهای خیابان هشتم
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
سینما هفت :: نقد آثار سینمای ایران-
پرش به: