سینما هفت

سینما هفت : امروز ، دیروز و فردا
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوليست اعضاگروههاي کاربرانثبت نامورود
المواضيع الأخيرة
» رها ماهرو : امین حیایی از بازی در "مروارید های خلیج فارس" می گوید
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:37 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : دیالوگ ماندگار فیلم گورو
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:34 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : نقد فیلم بالیوودی گورو
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:33 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم پرستو های عاشق
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:31 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : نقد ازدواج در وقت اضافه
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:27 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم چراغ قرمز
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:24 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : درباره "این یک فیلم نیست"
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:19 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی و نقد "یکی میخواد باهات حرف بزنه"
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:16 am من طرف helia ashrafi

» رها ماهرو : بررسی فیلم من مادر هستم
الأربعاء نوفمبر 25, 2015 2:13 am من طرف helia ashrafi

ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
درباره پژوهشگاه اردیسم
به انجمن تخصصی سینما خوش آمدید
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
مهسا بهرامی
 
سعیده خردمند
 
piman
 
پری
 
bahram
 
دریا افتخاری
 
morvarid
 
laleh
 
helia ashrafi
 
فریبرز معینی
 

شاطر | 
 

 فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی 14

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
سعیده خردمند
مدیر تالار گفتگوی سینما هفت
مدیر تالار گفتگوی سینما هفت
avatar

تعداد پستها : 206
امتیاز : 2718
تاريخ عضویت : 2012-02-28
سن : 35
آدرس پستي : پاریس / فرانسه

پستعنوان: فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی 14   الثلاثاء نوفمبر 11, 2014 1:59 pm

ناتورالیسم ( Naturalism )
در عرصه ادبیات و رمان ، ناتورالیسم نوعی رئالیسم افراطی است که زندگی تلخ آدم هایی را که از نظر روحی ، ظاهرا تک بعدی هستند ، به تصویر می کشد. در واقع این دیدگاه از فلسفه سربرآورده. در فلسفه ، ناتورالیسم به مکتبی گفته می شود که معتقد است ، همه پدیده های طبیعی بر اساس اصول و قوانین علمی قابل تبیین هستند و در رمان به برخورد علمی با شخصیت گرایش دارد ، به ویژه اینکه سرنوشت هر فرد تنها به مدد اراده او شکل نمی گیرد بلکه مسائلی مانند توارث و محیط هم در آن دخیل است. امیل زولا ، نویسنده فرانسوی شاخص ترین چهره این مکتب در ادبیات است.
این نوع ادبیات تاثیر خاصی بر سینما برجای گذاشت برای مثال برخی از فیلم های گانگستری و آثار متعلق به فیلم نوار (Noir - Film ) را به خاطر دیدگاه یکسویه شان از سرشت بشر در جامعه ای تلخ و سیاه ، می توان ناتورالیستی نامید.


نئورئالیسم ( Neorealism )
جنبشی در سینمای ایتالیا که بیشتر واکنشی بود به محدودیت های هنری و فرهنگی اعمال شده بر صنعت سینما و سایر جنبه های فرهنگی در زمان حاکمیت فاشیسم و برگرفته از وضعیت اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی این کشور در دوران جنگ جهانی دوم و بلافاصله سال های پس از آن ، که اوضاع سیاسی نابسامان و اوضاع اقتصادی بسیار بد بود و فقر و بیکاری سراسر ایتالیا را فرا گرفته بود.
از جمله ویژگی های این گونه فیلم ها می توان به این موارد اشاره کرد : ماجراهایی برگرفته از مشکلات و ویژگی زندگی روزمره مردم ، استفاده از فضاهای واقعی و رئالیستی ، حرکت دوربین های ساده و تدوین های ساده و عاری از پیچیدگی و ... . از چهرهای شاخص این جنبش می توان به چزاره زاواتینی ( Cesare Zavattini ) ، ویتوریو دسیکا (Vittorio De Sica ) ، روبرتو روسلینی ( Roberto Rossellini ) و لوکینو ویسکونتی ( Luchino Visconti ) نام برد. از فیلم های مهم این جنبش نیز می توان به دزد دوچرخه ( 1948 ) ساخته ویتوریو دسیکا ، رم شهر بی دفاع ( 1945- Rome, Open City ) ساخته روبرتو روسلینی و زمین می لرزد ( 1948- The Earth Trembles) ساخته لوکینو ویسکونتی اشاره کرد.


نریشن ، گفتار ( Narration )
نریشن به معنای روایت قصه است. در سینما ، نریشن توضیحات اضافی است که از سوی کسی بیان می شود ، که از شخصیت های فیلم نیست. در فیلم های مستند و آموزشی ، صدایی است که روی فیلم آن را می شنویم و اطلاعات تکمیلی درباره تصویری را که می بینیم در اختیارمان می گذارد. در فیلم های داستانی ، معمولا صدای یکی از شخصیت هاست و هدف از آن ، دادن اطلاعات بیشتر و گسترش آگاهی ما از شخصیت ها و ماجرای فیلم است.


نقاب پرده ای ( Focal Plane Matte )
وسیله ایی که درون دوربین و جلوی صفحه کانونی ( ناحیه پشت عدسی که فیلم معمولا آنجا قرار می گیرد ) کار گذاشته می شود تا به این ترتیب ، مانع از آن شود که بخشی از تصویر روی فیلم ضبط شود. این ناحیه نور نخورده را در مرحله بعد می توان با تصویر یا بخشی از تصویری که جداگانه فیلم برداری شده ، پر کرد . با چنین روشی می توان عناصر مجزای تصویر را ترکیب کرد و به یک تصویر مرکب رسید ، برای نمونه تصویری مرکب از حرکت زنده و نقاشی متحرک .


نقاب متحرک (Traveling Matte )
فرایندی در جلوه های ویژه که در آن ، عناصری از تصاویر مختلف کنار هم قرار می گیرند و تصویری ترکیبی ساخته می شود. با این فرایند همچنین می توان ، نمای زنده ای را که فیلم برداری شده با پس زمینه ای که در جای دیگری فیلم برداری شده ، یا ماکت های عروسکی ترکیب کرد.


نقطه اوج ( Climax )
در اصل واژه ای یونانی است به معنای نردبان که در سینما در موارد زیر به کار می رود:
1- نقطه اوج پیچیدگی قصه که ماجرا از آن فراتر نمی رود و به تدریج فرو می نشیند.
2- نقطه اوج توجه و علاقه بیننده در یک فیلم .
هر دو نوع نقطه اوج نامبرده شده در اواخر فیلم رخ می دهند ولی الزاما هم زمان نیستند.
همچنین ببینید : فیلم نامه.


نقطه مرده (Deadspot )
1- ناحیه ای در صحنه که در آن هیچ اتفاقی نمی افتد.
2- نقطه ای در ناحیه ای که در آن ارتعاش های صوتی همدیگر را حذف می کنند.
3- جایی از فیلم نامه که هیجان ، جذابیت یا کنش کمی دارد.


نماد ( Symbol )
هر شیء ، شخص ، دکور یا عملی که در عین حال که معنایی صریح دارد ، از اهمیت و معنایی ضمنی نیز برخوردار است. برای مثال سورتمه ای که نام آن رزباد بود ، در فیلم همشهری کین ( 1941- Citizen Kane ) ساخته ارسن ولز . این سورتمه نمادی از کودکی و معصومیت شخصیت اصلی فیلم بود.


نمای اصلی ( Master Shot )
نمای مداوم کل صحنه در طول یک پلان ، که معمولا از دور فیلم برداری می شود و نمای متوسط و نمای نزدیک در مرحله بعد ، در آن ادغام می شود.


نمای شیشه ای ( Glass Shot )
روشی در فیلم برداری ( جلوه های ویژه ) که در آن بخشی از صحنه را روی شیشه نقاشی کرده و به صحنه واقعی اظافه می کنند و یا در واقع ترکیب می کنند. گاه به جای نقاشی از عکس هم استفاده می کنند. این روش در دهه های 1920 و 1930 رواج بسیار داشته است. با استفاده از این روش ، می توان فقط بخشی از ساختمان را در سر صحنه ساخت و بقیه را روی شیشه نقاشی کرد. این تکنیک به ویژه در افزودن سقف ، ابر و پس زمینه های طبیعی مفید بوده است. امروزه هم از این روش استفاده می شود اما کمتر و به جای آن از روش های جدید تر استفاده می کنند که گرچه گران تر هستند اما کیفیت تصویری بهتری دارند.


نمای عنبیه ای ( Irise Shot )
نمایی که در آن از نقابی مدور استفاده می شود و به آن حالتی شبیه عنبیه می بخشد (گاه از نقاب های بیضوی ، مستطیلی و ... استفاده می شود). این نما در سینمای صامت طرفداران زیادی داشت و به دلایل زیر به کار می رفت:
1- باز کردن یا بستن صحنه ای که اولی عنبیه باز و دومی عنبیه بسته نام داشت.
2- جلب توجه بیننده به شخصیت یا شیء خاصی.
3- خلق جلوه های طنز آمیز با تمرکز روی یک شخصیت یا شیء و بعد باز کردن و گسترده کردن تصویر به نحوی که معلوم شود آن شخصیت یا شیء در وضعیت خاصی گیر افتاده است.
4- خلق این توهم که از یک سوراخ برای مثال سوراخ کلید به صحنه نگاه می شود.


نمای فریبنده ( Cheat Shot )
نمایی که برای فریب تماشاگر فیلم برداری می شود و تماشاگر باور می کند که حادثه ای در حال وقوع است ، حال آنکه واقعا اینگونه نیست. به عنوان مثال بازیگری که وانمود می کند از ارتفاع زیادی در حال سقوط است در صورتی که چند متر پایین تر ، تشک نرمی به دور از چشم تماشاگران در انتظار اوست و ... .
نمای کاشف ( Discovery Shot )
نمایی پیوسته که با یک دوربین متحرک گرفته می شود و ناگهان روی شخص یا چیزی تمرکز می کند ، که گویی آن را پیدا کرده باشد.


نمای معرف ( Establishing Shot )
نمای افتتاحیه سکانس که معرف مکان و در عین حال حال و هوای صحنه و فیلم است و به بیننده اطلاعاتی کلی در مورد زمان و وضعیت عمومی صحنه می دهد. نماهای معرف معمولا نمای از دور یا نمای از خیلی دورند.
همچنین ببینید : انواع نما.


نمایاب الکترونیکی ( Electronic Viewfinder )
سیستم نمایابی که تصاویر در حال فیلم برداری را روی صفحه تلوزیونی کوچکی می اندازد و در نتیجه امکان می دهد عوامل فیلم به ویژه کارگردان و مدیر فیلم برداری آن را ببینند و دستور العمل های لازم را به فیلم بردار ، نور پرداز ، بازیگر و سایر عوامل بدهند.


نمایاب کارگردان ( Director ‘ s Finder )
وسیله ای که کارگردان به همراه دارد و از آن در انتخاب عدسی مناسب برای فیلم برداری از هر نما استفاده می کند. نمایاب به کارگردان یا مدیر فیلم برداری اجازه می دهد که تصویر را در اندازه های نسبی مختلف ببیند و به این ترتیب عدسی مناسب با اندازه مطلوب را انتخاب کند.
نمایاب ها امکانات مختلفی ممکن است داشته باشند ، برای مثال کنترل عمق میدان و امکان زوم کردن.


نور چشم ( Eye Light )
منبع کوچکی از نور که کنار دوربین قرار می گیرد و بی آنکه روی نوربینی فیلم اثر سوء به جا بگذارد ، چشمان شخصیت مورد نظر را نور می دهد.


نیت ( Nit )
واحدی برای اندازه گیری شدت و روشنایی منبع نور .


نیکل ادئون ( Nickelodeon )
اولین سالن های سینما که معمولا از تبدیل انبار ، فروشگاه یا یک سالن ایجاد شده بودند و ظرفیتی در حدود صد نفر یا بیشتر داشتند. واژه نیکل ادئون از دو بخش تشکیل شده : نیکل ، جنس سکه های پنج سنتی که قیمت ورودی این سالن ها بود و ادئون که در زبان یونانی به معنای سالن نمایش است.


نیمه مستند ( Semidocumentary )
فیلمی داستانی و غیر مستند که برای القای حس واقعی بودن به تماشاگر ، از تکنیک های مستند سازی استفاده می کند. در این فیلم ها معمولا دوربین حرکت کمی دارد و در اغلب اوقات نیز ثابت است و فیلم عمدتا از برداشت های بلند تشکیل شده. در این فیلم ها معمولا وقایع را در مکان های واقعی و با نورپردازی طبیعی فیلم برداری می کنند و از بازیگران غیر سرشناس استفاده می کنند. همچنین این فیلم ها از تدوینی ساده و به دور از هر گونه پیچیدگی برخوردارند.



_________________
سینما هفت
http://cinema.iowoi.org
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://cinema.iowoi.org
 
فرهنگ اصطلاحات و واژگاه سینمایی 14
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
سینما هفت :: آموزش فیلم سازی-
پرش به: